تبلیغات
اینجا... دماوند

اینجا... دماوند
قالب وبلاگ

به یقین در هرگوشه وکنار این مرز وبوم ودر هر نقطه ای از ایران اسلامی چهره های شاخص و تمام عیاری وجود دارند ویا داشته اند که هریک به نوعی به منزله اعتبار و افتخار برای شهر ودیار خود تلقی می شوند دکتر حسابی از تفرش نیما یوشج از یوش فردوسی از طوس امام خمینی از خمین وهزاران نمونه از این دست بدیهی ست کهن دیار دماوند نیز از این قید مستثنی نبوده است وبه خود کم ندیده است حضور مردان وزنانی ارزنده وفرهیخته را که نامشان از اصالت دماوند برخاسته وبرمیخیزد ازاین حضور هرچند تا سالهایی دور نه معنایی برمی خواسته جز افتخار ونه انتظاری بوده است جز به یادی وسخنی در ذهنها ویادها اما اینک اوضاع قدری با گذشته تفاوت نموده است تا حدی که امروزه یکی از علتهایی که در توسعه یافتگی یا عدم توسعه یافتگی منطقه ای لحاظ می شود را وجود افرادی از آن سرزمین می دانند که هم از اعتباری خاص در بین مردم برخوردار باشند وهم از سطوح قابل توجهی از آگاهی ودانش در این صورت از این افراد در نظام برنامه ریزی به عنوان تسهیل گر دست یابی به توسعه یافتگی یاد می شود در همین رابطه آنچه در این نوشتار مقصود نظر نویسنده است تلنگریست به اصحاب فضل وکمال در دماوند آنانی که به قدر نیاز از جایگاهی قابل عنایت در بین مردمان این شهر برخوردارند به همین مناسبت این منظور را با طرح چند سوال پیش خواهم برد؛

آقایان محترم، آیا شما اصالتا به این شهر تعلق دارید ؟

آیا از اوضاع فعلی این شهر رضایتمندید ؟

آیا اطلاعات جنابتان از نقاط ضعف وقوت این شهرستان به حد نیاز است؟

آیا جایگاه شهر خود را دربین سایر شهرهای نزدیک به پایتخت مناسب میدانید ؟

آیا  وقت آن نرسیده است که شهر شما گامی در مسیر پیشرفت بگذارد واز چهار محله کوچه به  فضای بیرون گام نهد؟

آیا پس از چندین سال کسب اعتبار وشهرت زمان آن نرسیده است که قدری خود را برای شهرتان خرج کنید ؟

قطعا انتظار نمی بایست داشت که جوابی برای این سوالات وجود داشته باشد چرا که آزموده را آزمودن خطاست این آقایان یا به راستی از ظرفیتهایی که این مردم از آنان سراغ دارند بی خبرند ویا در تمام مدت تنها داعیه دار بسیاری از این ظرفیتها بوده اند در این صورت چنانچه فرض اول درست باشد باید گفت که بی اطلاعی از آنچه می توانید در حق هم نوعانتان وهم شهریانتان انجام دهید ونمی دهید چیزی از گناه شما نمیکاهد که هیچ بلکه عذری بدتر از گناه است ودر صورت درست بودن فرض دوم چه بسا گناهی نابخشودنی تر مرتکب شده اید که خلقی را در خیال آنچه نبوده اید انداخته اید این روزها هرچه پیشتر میرود این شهر ومردمانش نیازی افزونتر میابند به دستی که از آستین برون آید وکاری بکند اما گویا حضرات کماکان چندان ضرورتی نمی بینند که بخواهند از اعتبار انباشته شده خود برای سامان دادن به اوضاع شهر وهمشهریان خود هزینه ای بنمایند در این صورت لازم می آید تا از نگاهی دیگر نهیبی شجاعانه به این عزیزان بزنیم وآن اینکه   از آنجا که این رفتار به غایت غیر مسئولانه وپا پس کشیدنهای عمدی تمامی آحاد این شهر را متضرر خواهد نمود هیچ عنوانی دیگری نمی توان بر آن نهاد جز عملی غیر اخلاقی آری عمل شما در قبال این مردم وانتظاراتشان از شما غیر اخلاقی ست سخنرانی های با مناسبت وبی مناسبت شما از آنجا که تنها یادآوری عالمی بی عمل است غیر اخلاقی ست جو دادنهای مقطعی ودر عین حال فراموشی های زود رستان در مجامع مردمی غیر اخلاقی ست. شهامت در ثبت نام نمودن، توانایی تایید صلاحیت گرفتن ، قابلیت رای بالا آوردن و داعیه معیارهای نمایندگی را داشتن اما در وقت ضرورت به این مردم پشت کردن غیر اخلاقی ست. سخن کوتاه ما آنچه شرط بلاغ بود با شما گفتیم شمایید که می دانید پند گیرید یا ملال آنچه مسلم است اینکه این مردم هرچه باشند نگاهشان به آستان لطف شماست از الطاف شما ندیدن هم مساویست با بی تفاوت بودن عدم نقادی و در نهایت بی مسئولیتیشان واین خود دیگر جای گله نمی گذارد...


[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ نجوا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب